حدیث دل

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی ........ به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی

حدیث دل

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی ........ به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی

غمی دارد دلم ...

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد

به پای خواندنش هم گریه ی جانانه می خواهد

 

من آن ابر پر از بغضم که هر جایی نمی بارد

برای گریه کردن مرد هم یک شانه می خواهد

 

شبیه شمع تنهایی که پای خویش می سوزد

دلم آغوش گرم و عشق یک پروانه می خواهد

 

برایش شعر گفتم تا رقیبم پیش شاعرها

بگوید عاشقش او را هنرمندانه می خواهد

 

به قدر یک نگاه ساده او را خواستم اما

به قدر یک نگاه ساده هم حتی نمی خواهد

ساده

ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﮑﻬﺎﯾﺖ " ﺳﺎﺩﻩ " ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ

ﻣﯿﮑﻨﺪ ...

ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﺩ ﺑﻮﺩﻧﺖ " ﺳﺎﺩﻩ " ﻋﺎﺷﻘﺖ

ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺭ ﺑﻮﺩﻧﺖ " ﺳﺎﺩﻩ " ﺩﻭﺳﺘﺖ

ﺩﺍﺭﺩ ...

ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻢ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺍﺕ " ﺳﺎﺩﻩ "

ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ ...

ﻫﻤﺎﻥ " ﺍﻭ "

ﺭﻭﺯﯼ " ﺳﺎﺩﻩ " ﮐﻢ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ ...

ﻭ ﺧﯿﻠﯽ " ﺳﺎﺩﻩ "

ﻣﯿﺮﻭﺩ ..

                              خداحافظ …

گاهی ....

ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:


ﮔﺎﻫﯽ...!!

ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ،

ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ

ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ...


ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.!!



ﮔﺎﻫﯽ...!!!

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ،

ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ...


ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی،

ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ‌ای!!!



ﮔﺎﻫﯽ...!!!

ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ،

ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ...


ﺗﺎ ﺁن‌را ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!!!



ﮔﺎﻫﯽ...!!!

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ،

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ:

 ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ نمی‌فهمد...



کاش میشد...


آدمی، گاهی...

فقط گاهی!!!

به اندازه نیاز بمیرد...


بعد بلند شود...

آهسته آهسته...

خاک هایش را بتکاند...!


اگر ...

دلش خواست!!

برگردد به

زندگی.

اصلا حسین جنس غمش فرق می کند

اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند
این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
 
اینجا گدا همیشه طلبکار می شود
اینجا که آمدی کرمش فرق می کند
 
شاعر شدم برای سرودن برایشان
این خانواده، محتشمش فرق می کند
 
“صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین”
عیسای خانواده دمش فرق می کند
 
از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش
معلوم می شود حرمش فرق می کند
 
تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش
حتی سیاهی علمش فرق می کند
 
با پای نیزه روی زمین راه میرود
خورشید کاروان قدمش فرق می کند
 
من از "حسینُ منّی" پیغمبر خدا
فهمیده ام حسین همش فرق می کند

تو خوب باش

ﻳﻜﻲ ﻣهرباﻧﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ...

ﺩﻡ ﻧﺰﺩﻡ !

ﻳﻜﻲ ﺻﺪﺍﻗﺘﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ...

ﺳﻜﻮﺕ ﻛﺮﺩﻡ !

ﻳﻜﻲ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻱ ﮔﺮﻓﺖ ...

ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﺮﺩﻡ

ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ...

ﻛﻪ ﺍﮔﺮﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﻧﺒﺎﺷﻲ ...

ﻟﻪ ﻣﻴﺸﻮﻱ !

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﺎﺷﻢ ...

ﮔﻔﺘﻨﺪ . ﺗﻮﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ!

......