حدیث دل

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی ........ به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی

حدیث دل

اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی ........ به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی

افسار


گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه
گه مرا دست میزنی گه باز پیشم میکشی
آنچه دستت دادم نامش دل است افسار نه
میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز
می کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
سخت میگیری به من با این همه از دست تو
میشوم دلگیر شاید نازنین بی زار نه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
آنچه دستت دادم نامش دل است افسار نه

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.